تبلیغات

تصویر ثابت

اسطوره های ایرانی - زبان عربی
تاریخ : پنجشنبه 19 آبان 1390 | 01:38 ب.ظ | نویسنده : احمد شمس

آیا زبان عربی زبان کاملی است؟؟

 این گفته نادرست است و از سالها تبلیغات چاپلوسان تازی دوست سرچشمه میگیرد.

در بارهُ روانی و سادگی زبان پارسی در برابر زبان تازی، چند چیز
گفتنیست .

نخستین و مهترین برتری آن ، نداشتن " حرف تعریف"
( "article") و جنس نامهااست. در تازی الف و لام "ال" گفتار را یك
سیلاب یا یك بخش به ازای هر نام، دراز میكند. جنس هر نام را هم
بایستی دانست، تابه تازی سخن درست توان گفت..برای نمونه ، در
زبان آلمانی سه حرف تعریف برای نامهای مردانه، زنانه و خنثی و در
زبان فرانسه دو حرف تعریف برای نامهای مردانه و زنانه هست كه هر
نام را بایستی با جنس آن یاد بگیریم.

دو دیگر اینكه برای پیوند دو نام یا نام و صفت تنها از آوای "اِ" (e) سود میبریم.
در انگلیسی of، در فرانسه de " دُ" و در تازی "اَل" را بایستی بكار برد
مانند: بختِ بلند، دستِ سرنوشت، جامِ مِی، شهرِ تهران و ...
در برخی جا ها برای پیوند نام و صفت به آن آوایِ "اِ" هم نیاز نیست.
مانند: بزرگ مرد، خندان لب ..

سه دیگر اینكه در پارسی گلودَرد و خستگی زبان نداریم!
زیرا از بزبان آوردن "ع" ،"ح"، "ط" ، "ض" ، "ص" ، "ظ" ، رهائی مییابیم.

چهارم اینكه همزه نداریم تا در میان سخن و واژه وادار به ایست بشویم.
مانند: ماًمون از خلفائی بود كه متاًسّفانه تاًمّل و تاًنّی میكرد!
در این نمونه بایستی پنج بار برای همزه ایست میكردیم.

5- اینكه ما یك نوع جمع نامها بیشتر نداریم و در تازی جمع دوتایی و جمع چندتایی است.

6- آنكه دستور جمع نامها در زبان پارسی ساده است و با "ان" و "ها" جمع
بسته میشود و در تازی با فراگرفتن هر واژه بایستی انواع جمع های آنرا هم یاد گرفت.
مانند: قُرباء، اقارب، مقرّبان،...كه همه بمعنی نزدیكان هستند.
یا نمونه های زیر كه همه بر وزن فاعل هستند و جمعشان بایستی از
یك دستور پیروی كند، امّا هركدام بروشی جمع بسته میشوند.
ناصر، انصار
عالمِ، عُلماء
عامل، عَمَلِه
یا جمع های خنده داری مانند:
افاغنه،ارامنه، اكراد،الوار!، شواهین (جمع شاهین كه از پارسی گرفته شده)، طوالش، اتراك،..

7- اینكه تازی چون "پ"، "چ"، "ژ"، "گ" ندارد و از گفتن بسیاری از نامهای روا در جهان ناتوان است:
چند نمونه برای لبخند:
چین = صین
ژاپن = الیابان
پِپسی كولا = بیبسی كولا
پلاتون = افلاطون !
هیپُكرات = بُقراط
سِزار = قِیصَر
دِژپُل = دزفول
گُندی شاپوُر = جندی شابور = نیشابور
تپورستان = طبرستان
آذرپادگان = آذربایجان
كُنستانتینوپول = قسطنطنیّه !
اسپهان یا سپاهان = اصفهان
فرنگی = افرنجی
اسلاو = صُقلاب !


8- آنكه ، زبان تازی پذیرای پسوند و پیشوند یا با تركیب دو واژه نیست،
(زبان تازی در اوزان خود گرفتار و منجمد است )
اما در فارسی با یك ریشه كارریشه های دیگری میتوان ساخت كه
تازی برای هر كدام آنها یك مصدر جداگانه بایستی بكار ببرد.
مانند:
آوردن
برآوردن
بازآوردن
درآوردن
همآوردن
فرآوردن
..

هركدام از واژه های زیر هم كه با واژه "دانش" كه خود از ریشه "دان"
است، با پسوند و پیشوند یا با تركیب دو واژه درست شده:
دانشمند، بیدانش ، دانشی، دانشور، دانش آموز، دانشجو ، دانشپژوه ، دانشگاه
واپسین آنكه ما خوشبختانه مانند تازیان اوزان گوناگون نداریم و بدون شكستن ریشه ،
اسم فاعل و مفعول و .. را میسازیم كه یادگیری زبان فارسی را آسان میكند.
مانند ریشه "پوی":
پوینده و پوییده
و دیگر با واژه هایی چون :
عالم،معلوم، علیم، علّامه !، تعلیم،تعلم، معلم، تعالیم، استعلام، علوم، متعلم ،علماء، اعلم،....
سروكار نداریم، كه زبان اموز بدبخت را ،كه شاید میخواهد دیداری
توریستی از مصر داشته باشد، به مرز نومیدی میكشاند.

آگر زبان كامل این زبان تازیست كه باید بروز زبانهای "ناقص" دیگر گریست.
اما اگر بخواهیم پیچیدگی های دستوری و شمار استثنا ها و دشواریهای و
سختگیری های بیهوده ، بهمراه واژه های ناهمگون، گلو و گوشخراش
و اوزان بیشمار و گیج كننده، را نشانه كامل بودن یك زبان بدانیم ، پس براستی عربی حتی بالاتر از چینی، كاملترین زبان است!

زبان زیبا، زبان كامل، زبانیست آسان برای آموختن، آسان برای ادا كردن، زبانی ساده و آهنگین است.
اگر میبینیم كه آموختن زبان پارسی برای بیگانگان اندكی دشوار است،
تنها به انگیزه داشتن واژه های ناهنجار تازی، الفبای پیچیده تازی،
نبودن حروف همتای آوا ها در الفبا ( زیر و زِبَر و .. e,a,o,u,..) و كوتاه سخن،
آلودگی این زبان بیمار به ویروس تازیست.