تبلیغات

تصویر ثابت

اسطوره های ایرانی - مهر كوروش
تاریخ : جمعه 5 اسفند 1390 | 08:29 ب.ظ | نویسنده : احمد شمس
مهر کوروش

لشکر ایران آماده جنگ می شد و سواران پا بر رکاب اسب با شور و اشتیاق آماده فرمان حركت بودند تا افتخاری دیگر برای ایران رقم زنند. باز دستی به ستم دراز شده بود و مردمی از كوروش یاری خواسته بودند. آنگاه كه شاه ایران موضوع حمله به امپراتوری ایران و كشته و زخمی شدن تعداد زیادی از زنان و كودكان مظلوم را شنید، نتوانست ساكت بنشیند و تنها با تكیه بر مسند قدرت دستور اعزام نیرو صادر كند او خود لباس رزم پوشید تا به مردم بی پناه كمك كند و باز دید گروه بسیاری از جوانان و پیران سرزمین ایران پشت سرش به صف ایستاده اند تا یاریش كنند.

کورش پادشاه عادل ایران از نزدیکان خداحافظی كرد سوار بر اسب شد تا باز به راهبری سپاه ایران بپردازد. هنوز دستور حركت صادر نشده بود كه فریاد شادی و خنده از گوشه ای از سپاه بلند شد كوروش كنجكاو شد تا علت را بداند یکی از نزدیکان خبر آورد همسر سربازی چهار فرزند بدنیا آورده و گویا خبر تولد نوزادان تازه به پدرشان رسیده است.

 فروانروای ایران خندید و گفت:

- این خبر خوش پیش از حرکت سپاه ایران بسیار روحیه بخش و خوش یُمن است. خداوند به زندگی پدرو مادرشان خیرو بركت دهد.

كوروش دستور داد پدر نوزادان را به نزدش بیاورند. سرباز ایران در حالیكه از شادی اشك در چشم داشت نزد كوروش آمد شاه ایران او را بوسید و گفت:

- خبر شادی بخشی است برای تو و خانواده ات مبارك باشد هر چه زودتر لباس رزم را بیرون بیاور ونزد فرزندانت برو

سرباز كه انگار دنیا را بر سرش خراب كرده اند با چهره ای غم زده گفت:

- شاها چه فرمان می دهید مرا از همراهی خود و همسنگرانم منع می كنید

 كوروش لبخندی زدو گفت:

- نگهداری و پرورش آن چهار کودک از جنگ هم سخت تر است . برا ی یاری رساندن به سرزمینت فرصت زیادی داری

 وقتی سپاه پیروز ایران از جنگ باز گشت کوروش تنها سوغاتی را که با خود به آورد چهار لباس زیبا برای فرزندان آن سرباز بود .به درستی كه فرمانروای مردمدار ، مهر خویش را از کسی دریغ نمی کند .

سال ها بعد آن چهار کودک سربازان رشیدی شدند ، آنها نخستین سربازان سپاه ایران بودند که از دیوارهای آتن گذشته و وارد پایتخت یونان شدند . نکته جالب آن است که یکی از آن چهار کودک دختر بود و نامش پارمیس که از نام دختر بزرگ کوروش آریایی گرفته شده بود .

کوروش یزرگ