تبلیغات

تصویر ثابت

اسطوره های ایرانی - نبرد های 700ساله ایران و روم
تاریخ : چهارشنبه 26 بهمن 1390 | 11:14 ق.ظ | نویسنده : احمد شمس
نبردهاى ۷۰۰ ساله ایران و روم
  در شماره گذشته در توضیح جنگ روم و كارتاژ، چگونگى ورود هانیبال به مركز اروپا را خواندید.
  آنچه در ادامه مى خوانید بخش دیگرى از جنگ هاى مذكور است.
تغییر استراتژى
  شاید اولین تجربه عملى استراتژى نبردهاى فرسایشى را بتوان در نبردهاى دوم پونیك دانست. سناى روم در ۲۱۷ پس از شكستهاى پى در پى، مردى به نام فابیوس را به ریاست انتخاب كرد، وى استاد «وقت كشى» و خسته كردن دشمن بود. فابیوس استراتژى احتراز از نبرد و خسته كردن هانیبال را دنبال كرد. سیاست او در آن زمان چندان مورد تأیید نبود.
رومیها كه قدرت مخوف فرماندهى هانیبال را باور نداشتند، سال ۲۱۶ سپاهى بزرگ مركب از ۸۶هزار لژیونر را به فرماندهى «وارون» كه سردارى مغرور و جنگ طلب بود، روانه جنگ كردند. وارون همان سال در كان (جنوب فرانسه) سپاه ۴۰هزار نفرى هانیبال را مورد حمله قرار داد. هانیبال سپاه خود را به شكل هلال درآورد و اجازه داد لژیونرهاى رومى به «قعر» این هلال نفوذ كنند. سپس در حالى كه آنها را كاملاً محاصره كرده بود، از پاى درآورد. نبرد كان كه شاهكار نظامى هانیبال محسوب مى شود، منجر به مرگ ۸۰ هزار لژیونر رومى شد. آنان با وجود برترى ۲ بر یك تن به یكى از سخت ترین شكستهاى تاریخ دادند. طورى كه تنها وارون وچند هزار سرباز توانستند از این مهلكه جان به در ببرند.
 . نبرد كان كه شاهكار نظامى هانیبال محسوب مى شود، منجر به مرگ ۸۰ هزار لژیونر رومى شد. آنان با وجود برترى ۲ بر یك تن به یكى از سخت ترین شكستهاى تاریخ دادند نابودى لژیونرهاى رومى در كان سبب تضعیف موقعیت روم در مقدونیه، سیراكوز و جنوب آلپ شد. رومیها هنوز دلسرد نشده بودند و اگرچه از قدرت طراحى هانیبال آگاه بودند،  توانستند از اندرزهاى فابیوس نیز بهره بگیرند. نظامیان رومى این بار به دنبال فرسایشى كردن جنگ رفتند چرا كه مى دانستند هانیبال نمى تواند كمكى از كارتاژ دریافت كند.
  در ۲۱۵ قبل از میلاد روم با كمك ثروت خود دیگر بار سپاهى عظیم را به فرماندهى سردارى ماهر به نام مارسلوس تجهیز كرد. مارسلوس همان سال براى اولین بار در جنگى در حوالى شهر نولا هانیبال را شكست داد. وى سپس سیراكوز را محاصره كرد و با كمك اهالى شهر و ارشمیدس ریاضیدان معروف، كارتاژیها را شكست داد. (ارشمیدس در این نبرد به قتل رسید).
  روم سپس حركت دوم خود را انجام داد و آن اعزام نیرو به اسپانیا و سیسیل بود. وسعت گرفتن میدان جنگ و طولانى شدن جبهه، هانیبال را به زحمت انداخته بود چرا كه نمى توانست همزمان در ۳جبهه بجنگد. دریا نیز در اختیار روم بود. نیروهاى كارتاژ در اسپانیا درگیر نبردى سخت شده بودند. برترى روم سرانجام سبب شد كارتاژ پس از ۵سال نبرد در سال ۲۰۶قبل از میلاد، در جبهه اسپانیا شكست بخورد. در این زمان حتى كمك «هاسدروبال»، سردار دیگر كارتاژ نیز نتوانست كمكى به هانیبال كند. دو كنسول رومى (لیویوس و نرون) در ۲۰۷ در كنار رودخانه «متور» سپاه كارتاژ به فرماندهى هاسدروبال را شكست داده وخود وى را نیز كشتند.
  اكنون كارتاژ در نبردهاى اسپانیا و سیسیل شكست خورده و در ایتالیا نیز تنها بود و روم آماده بازى با آخرین كارت خود. روم در سال۲۰۴ با انعقاد قراردادى با پادشاهى نومیدیه (كه در شمال الجزایر امروزى زندگى مى كردند) كارتاژ مركزى را به خطر انداخت.
  در همین زمان لشكرهاى رومى در كارتاژ پیاده شده و دولت این كشور را وادار كردند هانیبال را در ایتالیا فرا بخواند. سردار كارتاژى بدون روحیه و انگیزه در نبردى در زاما (۲۰۲ قبل از میلاد) در شمال آفریقا، شكست را از دشمنان رومى خود پذیرا شد. سال بعد نیز كارتاژ پذیرفت جنگ را باخته است. بنابراین نبردهاى دوم پونیك خاتمه یافت و روم،كارتاژ ضعیف شده را ۵۵سال به حال خود رها كرد تا آنكه در ۱۴۶ قبل از میلاد دیگر بار به آن كشور حمله برد و آن را از روى زمین محو كرد! سرزمین كارتاژ به گونه اى مورد حمله وتخریب قرار گرفت كه تا قرنها دیگر هیچ ملتى را به عنوان سكنه به خود ندید.
نتیجه گیرى نبرد پونیك
  هانیبال را مى توان ناپلئون زمان خود دانست. وى سردارى بسیار ورزیده، بى باك، باهوش و با استعداد بود اما همان اشتباهى كه ناپلئون ۲هزار سال بعد كرد او نیز در ۲۱۰قبل از میلاد كرد. او «هنرمند» بود و ابداعاتى جالب داشت. عبور ۹۰هزار سرباز و دهها فیل از سرزمینهاى ناشناخته، كوههاى مرتفع و ورود به پشت خطوط دفاعى دشمن و یا استراتژى جالب او در نبرد كان (یا كانه) همگى سبب تحیر و ترس دشمنان او شد اما براى مبارزه با قدرت سرسخت و بى رحم روم تنها «زدن سرمار» مى توانست مؤثر باشد. طولانى كردن خطوط دفاعى، كار پشتیبانى واحدها نظیر رساندن آذوقه، ساز و برگ و سرباز را مشكل مى كند و او نتوانست به دلیل كمى تجربه ووسیله تسخیر قلعه ها، شهرهاى مهم ایتالیا را بگیرد حال آنكه لژیونها از این شهرها به سوى او گسیل داده مى شدند. نبرد دوم پونیك ۱۶سال به طول انجامید و درس مهمى به سرداران داد. «در نبردهاى فرسایشى، برنده كسى است كه حوصله بیشترى از خود نشان دهد.»

جنگ دهم : نبرد كاره
(آغاز نبردهاى ایران و روم)
  روم كه پس از نابودى كارتاژ، نابودى پادشاهى پونت، تضعیف ارمنستان و تسخیر یونان تقریباً در آسیاى صغیر و مدیترانه دشمنى نداشت و در شمال اروپا نیز تا توانسته بود از جنگل نشینان به اسارت گرفته بود، اكنون براى فتح جهان متمدن آن روز باید وارد بین النهرین مى شد. حال آنكه در شرق قدرت جدیدى در حال توسعه بود. پارت ها یا اشكانیان در حدود ۱۰۰ سال قبل از میلاد به قدرتى قابل توجه رسیده و با اخراج سلوكیان از سرزمین اصلى ایران اكنون قصد ورود به ارمنستان، آسیاى صغیر و بین النهرین را داشتند. طبیعى بود كه در این شرایط جنگ غیرقابل اجتناب باشد. مهرداد اول پادشاه اشكانى ابتدا براى آنكه از جانب بیابانگردان شرقى رها شود، آنها را در یك نبرد تعیین كننده شكست داد و سكاها و صحرانوردها در اثر این شكست تا ده ها سال مزاحم ایران نشدند. بنابراین جانشینان او از جانب شمال و شرق راحت بودند.
دلیل اولیه پیدایش تضاد بین ایران و روم
  در زمان نبردهاى ارمنستان و روم، پمپه سردار رومى از ایران خواست تا در این نبرد به زیان ارمنستان شركت كند و در مقابل دو شهر ارمنستان در اختیار ایران باشد. اما پس از پایان جنگ و شكست ارمنستان، پمپه با این استدلال كه ایران در جنگ با ارمنستان جدى نبوده، از این قول خود شانه خالى كرد.
  پمپه سردار پرقدرت رومى پس از مطیع ساختن سوریه و آسیاى صغیر، وارد بین النهرین شده و این تقاضاى فرهاد پادشاه ایران را براى آنكه رود فرات حد فاصل دو كشور باشد را نپذیرفت. به گفته مورخان، پمپه در همان زمان حتى خیال ورود به ایران را به سر داشت، اما به دلیل وسعت خاك ایران از این تصمیم منصرف شد و آتش جنگ موقتاً خاموش شد.
كراسوس و ایران
  كراسوس، پمپه و سزار، سه سردار بزرگ روم در ۶۰ قبل از میلاد با یكدیگر توافق كردند كه در انجام كارها با یكدیگر هماهنگ باشند و بنابراین على رغم وجود سنا، این سه نفر حاكم امپراتورى بودند. كراسوس در ۵۵ قبل از میلاد به حكمروایى سوریه منصوب شد. او در سال بعد با استفاده از قدرت لژیون هاى روم، بین النهرین را تسخیر و عملاً ایران و روم را هم مرز كرد. پیروزى هاى مداوم روم در اروپا و شرق سبب شد تا روم ظفر بر ایران را نیز كار ساده اى فرض كند.
اشتباه بزرگ كراسوس
  «آرتا وردیس»، پادشاه ارمنستان پس از آنكه از تصمیم كراسوس مطلع شد، به او پیشنهاد داد كه از خاك این كشور به ایران حمله ور شود. چرا كه لژیونرها در كوهستان بهتر مى جنگند و سواران پارت (نقطه قوت ارتش ایران) نمى توانند در خاك كوهستان ارمنستان به خوبى تاخت و تاز
كنند. وى حتى وعده شانزده هزار سوار و سى هزار پیاده را به كراسوس داد، اما كراسوس به دلیل غرور ناشى از پیروزى هاى مكرر لژیون هاى رومى و آشنایى به خاك بین النهرین درخواست او را نپذیرفت و ۵۴ قبل از میلاد آماده جدال با ایران شد.
اگر كف دست من مو مى بینید، ایران را خواهید دید
  پادشاه ایران در این زمان اورُد بود. وى در ابتدا خواهان جنگ با سربازان كراسوس نبود و سفیرى به نزد كراسوس فرستاد با این پیام كه اگر مردم روم خواهان جنگ با من بودند، من از بدترین عواقب آن نیز بیم نداشتم، اما اگر شما (كراسوس) با هدف شخصى مى خواهید به ایران دست اندازى كنید، حاضرم به سفاهت شما رحم كرده و اسراى روم را پس دهم (تا جنگ نشود).
كراسوس مغرور، در پاسخ به سفیر ایران گفت: جواب شما را در سلوكیه مى دهم (مراد از سلوكیه، خاك ایران است) و سفیر ایران نیز در جواب او با خنده جمله معروفى را گفت :«اگر در دست من مو مى بینید، ایران را خواهید دید.»
. ابتكار عمل اكنون در دست سپاه ایران بود. آنها لژیونها را به سمت بیابان كشیدند و بخش عظیمى از مردان رومى با تیر پارت ها بر زمین افتادند.سرعت عمل شاه ایران
  اورُد كه در این زمان از سردارى بسیار باهوش و ورزیده به نام سورن (یا سورنا) بهره مى برد، اول بسرعت به ارمنستان حمله برد تا از شكل گیرى سپاه بزرگ ارمنى علیه نیروهاى خود جلوگیرى كند. سپس سورن را به جنگ با كراسوس فرستاد. اقدام اورُد از نظر نظامى بسیار داراى اهمیت بود، چرا كه ارمنستان تسخیر شده و ارتباطش با سردار رومى قطع شده بود. اكنون براى پیروزى تنها به رشادت سواران پارت احتیاج بود.
  كراسوس با ۴۲ هزار سرباز لژیون خود وارد جلگه هاى بین النهرین شده و به حران یا كاره رسید. سورن كه مى دانست سربازان حرفه اى و غرق در جوشن و فولاد روم را به سادگى نمى توان شكست داد، دست به حیله جنگى زد. وى عمده سواران پارتى خود را پشت تپه ها پنهان كرد و آنهایى را كه به سمت كراسوس كشاند نیز موظف كرد تا سلاح هاى خود را زیر لباس پنهان كنند.
  هنگامى كه لژیونها تركیب «فالانژ» را به خود گرفتند ناگهان ایرانى ها به صداى طبل از گوشه هاى مختلف به لژیونهاى رومى حمله بردند. سربازان منظم رومى جهت مبارزه را تغییر داده و نیزه هاى خود را به سمت نیروهایى كه آنها را از پشت مورد هجوم قرار دادند برگرداندند اما سرعت آنها به اندازه سواران پارت نبود و این لژیونها نتوانستند به سرعت آنها، جاى خود را تغییر دهند.
  در این اثنا سواران ایرانى لباس خود را كنار زده و كمان ها، سلاح ها و زره هاى خود را نمایان كردند. سرداران پارت با حركت زیگزاگى تیرها را به سمت لژیونهاى رومى رها كردند. ابتكار عمل اكنون در دست سپاه ایران بود. آنها لژیونها را به سمت بیابان كشیدند و بخش عظیمى از مردان رومى با تیر پارت ها بر زمین افتادند.در این زمان فابیوس پسر كراسوس كه سال ها همرزم سزار بزرگ بود با ۱۴۰۰ سوار سنگین اسلحه به كمك كراسوس رسید.ورود فابیوس و دلاورى سواران وى سبب شد تا كراسوس براى ساعاتى از زیر ضربات پارت ها بیرون آید اما ظرف همین مدت فابیوس و سواران آن به كلى توسط پارت ها منهدم شدند.
  كراسوس زمانى كه مى خواست مجدداً فرمان حمله بدهد ناگهان سر پسر خود را به نیزه مردان سوار پارت دید. روحیه رومى ها اكنون بشدت تضعیف شده و بالعكس پارت ها حملاتشان را تشدید كردند. اكتاویوس سردار دیگر رومى در این موقع پیشنهاد عقب نشینى به كوهستان را (براى در امان ماندن از حمله سواران) داد اما راهنماى عرب به رومى ها خیانت كرد (و یا اشتباه كرد) در نتیجه سورن به حملات خود به رومى ها ادامه داد.